۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه

خوانندگان مجله تندیس بخوانند

خوانندگان مجله تندیس بخوانند

بعد از چاپ مطلبی در صفحه گالری گردی شماره دویست و چهار مجله تندیس به تاریخ چهار مرداد ماه، هیئت مدیره نگارخانه ایست جوابیه ای تهیه کرد و برای چاپ آن طبق قانون مطبوعات با مدیر مسئول و سردبیر مجله آقای محمد حسن حامدی تماس گرفته شد و ایشان هم قول چاپ جوابیه را در شماره بعدی مجله ( شماره دویست و پنج / هجده مرداد 1390) داد. یک هفته بعد از چاپ مجله ( شماره دویست و چهار/ چهار مرداد) جوابیه ارسال شد.  ابتدا سردبیر تماس گرفت و عذر خواهی کرد و از ما خواست تا با نویسنده هم صحبت کنیم، نویسنده هم تماس گرفت و عذرخواهی کرد، در تمام مکالمات ما بر چاپ جوابیه به عنوان یک حق قانونی پای فشردیم و البته سردبیر هم پذیرفت اما در آخرین روز مکالمه آقای حامدی از چاپ جوابیه سر باز زد و وقتی دلیل را جویا شدیم گفتند که ایشان و نویسنده عذر خواهی کرده اند  و ما هم پذیرفته ایم پس دلیلی برای چاپ جوابیه نیست!
گویا ایشان خوانندگان مجله را یک سر فراموش کرده اند و پنداشته اند که مطلب صرفا برای ما، نویسنده و ایشان چاپ شده است. به هر حال از آنجا که چنین رفتاری را در میان اهل فرهنگ سراغ نداشته ایم آنرا رفتاری از سر استیصال دانستیم تا اینکه شماره جدید در پیشخوان نمایان شد و همانطور که انتظار داشتیم جوابیه چاپ نشد و توضیح کوتاهی فقط با اشاره به اشتباه در اسامی به چاپ رسید.
آقای حامدی علاوه بر اینکه عملی غیر اخلاقی در ارتباط با نگارخانه انجام داده اند مرتکب عملی غیر قانونی نیز شده اند در این میان بهتر است به اخلاق حرفه ای اشاره نکنیم که ما نیز در یافته ایم انتظار بزرگی از ایشان است.
متنی که برای مجله ارسال شده بود را عینا در زیر مشاهده می کنید:






در شماره دویست و چهار مجله تندیس به تاریخ چهار مرداد ماه یادداشتی از آقای سید امیر سقراطی با عنوان "هر اجرایی پرفورمنس نیست" در بخش گالری گردی به چاپ رسیده است که حاوی مطالبی است که مدیران نگارخانه ایست را بر آن داشت که پاسخی برای آن مجله ارسال کنند خواهشمند است مطابق قانون مطبوعات این پاسخ را به طور کامل در شماره بعدی مجله و در همان بخش به چاپ رسانید.
۱- آقای سقراطی نوشته اند که در هجدهمین روز یعنی‌ سه شنبه 28/4/90 در پرفورمنس آقای پیام جهانمانی به نام "زمان + ی" شرکت کرده اند و بعد از توصیف این پرفورمنس و توضیح راجع به جلسه پرسش و پاسخ، نتیجه گرفته اند که نه هنرمند و نه برگزار کنندگان از دانش کافی‌ در زمینه پرفورمنس برخودار نیستند ( نقل به مضمون)
الف: پرفورمنس آقای پیام جهانمانی دقیقا در همان روز 28/4/90 برگزار شد اما با کمال تعجب نتیجه گیری نویسنده یادداشت بر اساس توصیفاتی است از پرفورمنس آقای آروند دشت آرای به نام " بازیافت"!
ب: آن چنان که نویسنده اشاره کرده اند آقای دشت آرای در پایان هر پرفورمنس جلسه پرسش و پاسخ برگزار میکردند و مانند بسیاری از جلسات مشابه در طول این جلسات نیز بار‌ها نام ایشان به عنوان مخاطب سوال آورده می شد، عجیب نیست که آقای سقراطی نام اجرا کننده را به خاطر نمی‌‌آورند!
ج: نویسنده در بخشی از توصیفات خود از پرفورمنس آقای دشت آرای به فیلم نمایش داده شده در این پرفورمنس اشاره کرده اند و آنرا "فیلمی از یک رقص محلی" خوانده اند. سپس با استفاده از کل دایره واژگان خود جهت نقد هنری و با به کارگیری کلماتی‌ چون "گل و گشاد"، "پز روشنفکری"، "قر و قنبیل" و اقسام توهین به مخاطبان و هنرمند، کلیه دست اندر کاران را متهم به " زدن حرف‌های مثلا بزرگ برای اصلاح آیین کهن روستایی" کرده اند. اما نکته مهم این است که فیلم نمایش داده شده فیلمی از یک رقص محلی و نشاندهنده آیین کهن روستایی نبوده است! بلکه فیلمی از تقلید تعدادی از هموطنان از رقص‌های غربی است در یک جشن واقع در یکی‌ از شهر‌ها یا روستا‌های کشور. یعنی‌ کاملا بر عکس آنچه ایشان نظریات خود را بر پایه آن بنا کرده اند.
با توجه به آنچه گفته شد به نظر می‌‌آید جناب سقراطی نوشتار خود را نه بر اساس آنچه دیده اند بلکه بر اساس آنچه شنیده اند به رشته تحریر در آورده اند. آنچه این گمان را قوت می‌بخشد این است که در بروشور نمایشگاه روز اجرای آقای دشت آرای 2/5/90 است که به دلیل مسافرتی که برای ایشان پیش آمد با روز خانم‌ها سارا فعلی‌ و تارا فاتحی در تاریخ 29/4/90 جابجا شد به همین دلیل هم امکان تطابق پرفورمنس شنیده شده دست کم به لحاظ تعداد و جنسیت هنرمند از طریق بروشور میسر نبوده است و قرعه به نام نزدیکترین هنرمند یعنی‌ آقای جهانمانی افتاده است.
اشتباه در تاریخ پرفورمنس، روز هفته، نام هنرمند، نام پرفورمنس و اجزا پرفورمنس همه و همه باعث نمی‌شود مانند ایشان به صراط پیش داوری و قضاوت درافتیم شاید آنچنان که نویسنده در نوشتار خود آورده است: " بی‌ خیال از هرچه سهل انگاری و سهل پنداری دلخوش به دیدن درختان پر شمار گردو در باغ‌های اطراف فکر کردم اصلا چیزی ندیده‌ام به جز صبوری درختان" ایشان همه چیز را فراموش کرده اند. ما هم فکر می‌کنیم در این جملات حقیقتی نهفته است!
۲- نویسنده بدون توجه به مفهوم نسبی‌ "دور بودن"، دور بودن مسیر نگارخانه از خود را دلیل:
الف: برگزاری نمایشگاه‌هایی‌ "با نام‌های تثبیت شده" برای کم کردن "ریسک دیدن کار بد"
ب: جلب اعتماد بیننده برای بازگشت دوباره به گالری
ج: برپایی "نمایشگاه‌های متفاوت و بی‌ ارتباط به یکدیگر"
دانسته است. نادرستی‌ چنین استنتاجی‌ با چنین مقدمه سستی نیازی به توضیح ندارد اما درباره نتایچ :
در موارد (الف) و (ب) اگر چنین است که هست، نه‌ به دلیل دور بودن راه (به خصوص از ایشان) بلکه به دلیل اهمیت مخاطب و اهداف تعریف شده نگارخانه است.
در باره بند (ج) هم‌ ای کاش نویسنده به جای برگزیدن نام دو نمایشگاه مناسبتی (قهوه خانه و هفتاد سالگی قباد شیوا) جهت اثبات ادعای خود، نگاهی‌ به سایر نمایشگاه‌های نگارخانه در همین مدت کوتاه ۱۰ ماه می‌‌انداختند. قریب به اتفاق نگارخانه‌های تهران به دلایل گوناگون رفتاری کم و بیش مشابه در برگزاری نمایشگاه‌های متفاوت دارند ولی‌ معمولا تمرکز خود را بر گونه ای از آثار و یا مدیوم حفظ می کنند نگارخانه ایست هم با تمرکز بر هنر معاصر رفتاری اینگونه دارد.
۳- نویسنده در نوشتار خود چندین بار از واژه "برگزار کنندگان" گاهی به معنی‌ نگارخانه ایست و مسئولان آن و گاهی به معنای کیوریتر‌های این نمایشگاه (آقایان امیر راد و محمد رضائی راد) استفاده کرده است . جمع این دو گروه که وظایف متفاوتی دارند باعث بی منطق تر شدن نوشتار ایشان شده است.
۴- آقای سقراطی در حکمی کلی‌ " بار فقدان آموزش صحیح هنر در ایران" را بر دوش نگارخانه‌ها انداخته اند و نوشته اند که به جای "تعریف پیچیده و گنگ در بروشور" بهتر بود "مقاله‌ای تحقیقی و مطول در خصوص مفاهیم و تعریف این هنر " چاپ شود.
بحث درباره حکم کلی‌ ایشان و تعیین وظیفه برای نگارخانه‌ها فرصتی دیگر می طلبد. اما به شرط موافقت با این حکم هم توجه نویسنده را به این نکته جلب می‌کنیم که بروشور نمایشگاه تفاوتی‌ کارکردی و اساسی‌ با کاتالوگ نمایشگاه دارد. بروشور معمولا شامل اطلاعاتی‌ کلی‌ است راجع به نام، و زمان و مکان نمایشگاه همچنین نام هنرمند یا هنرمندان، مدیوم و گاهی‌ خلاصه‌ای از بیوگرافی و سوابق هنرمندان و در مواردی کلیاتی از موضوع نمایشگاه برای آگاهی دریافت کننده بروشور.
اما کاتالوگ نمایشگاه میتواند شامل اطلاعات بیشتر مثل مقالات تحقیقی و علمی‌، مصاحبه‌ها و ... باشد. معمولا کاتالوگ نمایشگاه در طول نمایشگاه و یا بعد از آن منتشر میشود و در مواردی به فروش می‌رسد. در مورد نمایشگاه " سی‌ پرفورمنس..." هم به دلیل ویژگی‌‌های پرفورمنس آرت (که اتفاقا در همان سه خط هم آمده است!) تصمیم گرفته شد که کاتالوگ نمایشگاه به صورت مالتی مدیا و بعد از نمایشگاه منتشر شود. بخشی از اطلاعات جمع آوری شده در طول نمایشگاه بر روی وبلاگ و وبسایت نگارخانه منتشر شده است و هم اکنون هم قابل دسترسی‌ است.
نکته دیگر اینکه مطول بودن یک متن دلیل بر کامل و یا بهتر بودن آن نیست و این ناشی‌ از نگاهی‌ کمی‌ است. چه خوب بود نویسنده به جای به کار بردن صفاتی چون "گنگ" و "مبهم" که نسبت به شخص گوینده تعریف میشوند با همان نگاه کمی‌ لااقل یک خط در نقد همان ۳ خط مینوشتند. چه ،افراد بسیاری همان سه خط (در توضیح ویژگی‌ پرفورمنس آرت و نه‌ تعریف آن) را موجز و بسیار گویا دانسته اند.
۵- آقای سقراطی نوشته اند که " سی‌ پرفورمنس... اتفاق خوشایندی در فضای گالری داری ایران بود" و در جای دیگر آورده اند که " قصد تخطئه و تخریب ندارم".
ما به هر دو گفته ایشان باور داریم و با توجه به نوشتار ایشان میتوانیم نتیجه بگیریم که قصد ایشان حتما تشویق و دلگرمی‌ هم نبوده است و با توجه به آنچه تا بدین جا ذکر کردیم و شواهد ساختاری و محتوای متن، قصد ایشان نقد هم نبوده است و یا بوده ولی‌ اطلاعات و دانش، کافی‌ نبوده است. آنچه می ماند نیت پر کردن بیش از نیمی از صفحهٔ مجله است که به لحاظ حرفه‌ای اشکالی بر این قصد و نیت وارد نیست. اما انتظار خواننده این است که حتا برای چنین نوع از مطالبی هم دست کم نویسنده اطلاعات اولیه راجع به نوشتار خود را کسب کند. در عصر حاضر علاوه بر مراجعه حضوری، وبسایت ها، وبلاگ ها، روزنامه‌ها و ... جایگزین اطلاعات سینه به سینه و درگوشی شده است.
۷- استفاده از برخی‌ کلمات که به "غلط رایج" مشهورند در میان نوشتار و برای تسهیل در خوانش متن امری است متداول اما برای انتخاب عنوان متن شایسته نیست، اتفاقا " هر اجرائی پرفورمنس است" ولی‌ " هر اجرایی پرفورمنس آرت نیست".
۸- نقد هنری مانند هر کار دیگری نیاز به دانش و از همه مهمتر اخلاق حرفه ای‌ دارد، برای جناب آقای سقراطی و مجله محترم تندیس آرزوی آینده‌ای روشن داریم.


هیئت مدیره نگارخانه ایست


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قانون مطبوعات
ماده‌ 23 ـ هرگاه‌ در مطبوعات‌ مطالبي‌ مشتمل‌ بر توهين‌ يا افترا، يا خلاف‌ واقع‌ و يا انتقاد نسبت‌ به‌ شخص‌ (اعم‌ از حقيقي‌ يا حقوقي‌) مشاهده‌ شود، ذينفع‌ حق‌ دارد پاسخ‌ آن‌ را ظرف‌ يكماه‌ كتباً براي‌ همان‌ نشريه‌ بفرستد. و نشريه‌ مزبور موظف‌ است‌ اينگونه‌ توضيحات‌ و پاسخها را در يكي‌ از دو شماره‌اي‌ كه‌ پس‌ از وصول‌ پاسخ‌ منتشر ميشود، در همان‌ صفحه‌ و ستون‌ و با همان‌ حروف‌ كه‌ اصل‌ مطلب‌ منتشر شده‌ است‌، مجاني‌ به‌ چاپ‌ برساند، بشرط‌ آنكه‌ جواب‌ از دو برابر اصل‌ تجاوز نكند و متضمن‌ توهين‌ و افترا به‌ كسي‌ نباشد.

تبصره‌ 1 ـ اگر نشريه‌ علاوه‌ بر پاسخ‌ مذكور مطالب‌ يا توضيحات‌ مجددي‌ چاپ‌ كند، حق‌ پاسخگوئي‌ مجدد براي‌ معترض‌ باقي‌ است‌. درج‌ قسمتي‌ از پاسخ‌ به‌ صورتي‌ كه‌ آنرا ناقص‌ يا نامفهوم‌ سازد و همچنين‌ افزودن‌ مطالبي‌ به‌ آن‌ در حكم‌ عدم‌ درج‌ است‌ و متن‌ پاسخ‌ بايد در يك‌ شماره‌ درج‌ شود.
تبصره‌ 2 ـ پاسخ‌ نامزدهاي‌ انتخاباتي‌ در جريان‌ انتخابات‌ بايد در اولين‌ شماره‌ نشريه‌ درج‌ گردد. بشرط‌ آنكه‌ حداقل‌ شش‌ ساعت‌ پيش‌ از زير چاپ‌ رفتن‌ نشريه‌ پاسخ‌ به‌ دفتر نشريه‌ تسليم‌ و رسيد دريافت‌ شده‌ باشد.
تبصره‌ 3 ـ در صورتي‌ كه‌ نشريه‌ از درج‌ پاسخ‌ امتناع‌ ورزد يا پاسخ‌ را منتشر نسازد، شاكي‌ مي‌تواند به‌ دادگستري‌ شكايت‌ كند و رئيس‌ دادگستري‌ در صورت‌ احراز صحت‌ شكايت‌ جهت‌ نشر پاسخ‌ به‌ نشريه‌ اخطار مي‌كند و هرگاه‌ اين‌ اخطار مؤثر واقع‌ نشود، پرونده‌ را پس‌ از دستور توقيف‌ موقت‌ نشريه‌ كه‌ مدت‌ آن‌ حداكثر از ده‌ روز تجاوز نخواهد كرد به‌ دادگاه‌ ارسال‌ مي‌كند.


۲۲ نظر:

آرمین گفت...

متاسفم از این که در چنین جایی زندگی میکنیم که خیلی ها سر جای خودشون نیستند. اگر یک بار پیگیری قانونی کنید میشه جلوی خطاهای آینده رو گرفت، نمیگم همه چیز اینطوری درست میشه ولی از یه جایی باید شروع کرد.

ناشناس گفت...

مدیریت نگارخانه ایست جوابیه ای که شما نوشتید خودش حاوی توهین به نویسنده ای است که به متن او اعتراض دارید و تندیس حق داشته است که متنی با این ادبیات را منتشر نکند، زیرا متن شما خودش می تواند مورد شکایت قرار گیرد ، بهتر است قبل از این گونه کارها متن خود را به یک وکیل و یک روزنامه نگار نشان دهید

م.ج گفت...

جناب ناشناس عزیز، متن قانون اشاره دارد که مجله بایستی جوابیه را منتشر کند. شما نیمه ی اول که اساس قانون را تشکیل میدهد نادیده میگیرید و نیمه دوم را لحاظ میکنید. ضمناً این که این متن حاوی توهین به نویسنده است نظر شماست. با مدارکی که گالری ایست ارائه نموده است، کل مطلب لحن نقد و شکایت در خود دارد. نشریه تندیس اگر قصد نشان دادن حسن نیت داشت، جوابیه را منتشر میکرد و حتی اگر متن را موهن بدانیم، قائله را به نفع خود ختم میکرد و شاید حتی نگارخانه مجبور به عذر خواهی می شد. اما موضوع این است که این شکوائیه نه تنها توهین آمیز نیست، بلکه اگر منتشر میشد احتمالاً خوانندگان از اصل ماجرا آگاه میشدند که این به ضرر تندیس تمام میشد.
من از نمونه های دیگر این رفتار غیر حرفه ای تندیس اطلاع دارم، بنابر این چنین حرکتی از مسئولان آن برایم عجیب نیست.

آرش محبی گفت...

آقا یا خانم ناشناس، این متن نه تنها حاوی توهین نیست بلکه متنی است گویا که فقط حاوی توضیحاتی است در رابطه با توهین های نویسنده و مجله و به نظرم تلاش شما برای تبرئه مجله ریشه در چیزی جز قانون دارد، عمل مجله تندیس به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و همانطور که م.ج هم اشاره کرده است توصیه می کنم یک بار دیگر متن قانون را بخوانید.

آرش محمدی گفت...

مدت هاست که من و دوستانم تندیس رو نمی خونیم ولی این متن باعث شد که مطلب اصلی رو بخونم و تازه فهمیدم چرا جواب رو چاپ نکردند، انتظار دیگری هم البته نداشتم ولی الان خوشحالم که این مجله رو نمی خرم، در ضمن جناب ناشناس احتمالا از خودشون هستند وگرنه اسمشون رو می ذاشتند که اگه کسی خواست بره توی فیسبوک چک کنه

مهدی-ع گفت...

ار آنجا که من یکی از مخاطبین سی روز بودم و فوق لیسانس حقوق هم دارم نوشته ناشناس برایم بسیار خنده دار بود. واقعا فکر می کنید این متن می تواند پی گیری قانونی داشته باشد؟ تندیس خود نقض کننده قانون مطبوعات است! بیایید به جای آنکه ادای آدمهای روشنفکر را در بیاوریم ودست به انتقادهای بی اساس بزنیم کمی فکر کنیم. اگر آقای سقراطی عزیز واقعا اجرا را می دید هیچیک از این حرفها پیش نمی آمد. متاسفانه خبرنگاران هنری فرصت حضور کمتر دارند. خبرها تلفنی و با ایمیل ردوبدل میشود و از آنجا که ایشان نویسنده بدی نیستند، خوب اینبار تنها به خاطر عدم حضور اشتباه کردند! اینطوری هم مشه دید!!!!

ساغر. م گفت...

کسی که پاک است از محاسبه چه باک است، اقدام شما و انتشار متن جوابیه و متن قانون عمل شایسته ای است جهت روشن شدن ذهن خوانندگان، از طرفی فکر می کنم این جوابیه نمونه کاملی است از برخورد منطقی و به دور از احساسات که امیدوارم بیشتر از این شاهد چنین برخورد هایی باشیم.
موفق باشید

ساغر.م

شراره طباطبایی گفت...

من نفهمیدم کجای این جوابیه توهین آمیز است، دوست ناشناس بهتره به متن قانون توجه کنند، حتی اگر هم این متن توهین آمیز بود مجله باید آنرا چاپ میکرد، بعد از چاپ می توانست نظر بدهد، عمل مجله همانطور که در جوابیه آمده عملی غیر اخلاقی و غیر قانونی بوده است، شخصا توصیه می کنم پیگیری کنید با آرمین موافقم و در مورد تندیس فکر کنم لازم هم هست چون این ها رانت میگیرند(به صفحه های ضمیمه مجله توجه کنید:هنر معرق در وزارت فلان!) فکر می کنند نباید پاسخگو باشند.
(آرش راست می گه دوستان اگه میتونید اسم واقعی یا فیسبوکی تون رو بذارید)

امیر حسین-ب گفت...

درک این که چه اتفاقی افتاده اصلا سخت نیست، من توی هر دو برنامه شرکت کردم، کار بزرگی بود، بعضی ها از حسادت مردن، بدبختی هم این بود که نمی تونستند حرف حسابی بزنن چون از آرتیست و نمایشگاه گردان همه شناخته شده بودند با سوابق تئوری و عملی، پس هی غرغر کردند (هیچ کدوم هم نیامده بودن تماشا!)، این آقای سقراطی از همه ساده تر بود که این حرفا رو نوشت، فکر کرد مثل همیشه یه چیزی می نویسه و آب از آب تکون نمی خوره، فکر کنم حامدی بیشتر از همه به نویسنده خودش ظلم کرده، واقعا واسه تندیس متاسفم، ای کاش جای حسادت وقتی یک کار بزرگ انجام میشه اون رو درست نقد کنیم چون همیشه جای نقد درست هست

شراره طباطبایی گفت...

امیر حسین مواففففففقم، مثلا توی همون دکان(کلاس) همه حرفا بی ربط و غیر منطقی و ناشی از حسادت بود، دفعه اول هم نیست، هر کی به جز اینا کاری بکنه اخه! اون هم به دلایلی غیر از دلایل هنری، این مجموعه بی ایراد نبود ولی به شخصه بیشتر از هر کلاسی چیز یاد گرفتم.

آرمان گفت...

از اینکه چنین فضایی برای تبادل آزاد آرا ایجاد کردید سپاسگزارم، جوابیه شما نشانگر دانش و رفتار حرفه ای گالری است، امیدوارم مجله تندیس هم در آینده رفتار خود را اصلاح کند.
با آرزوی موفقیت

امیرحسین-ب گفت...

شراره عزیز فراموش نکن دوست عزیزمون 3 تا کار رو دیده بود و همه کارا رو رد می کرد! اینطوری هم نبود که هیچی ندیده باشند! از شوخی گذشته این بیماری جامعه هنری ما است و اتفاقا خودمون هم گاهی همین رفتار رو داریم، خودم از همین جاها دارم سعی میکنم خودم رو درست کنم

ناشناس گفت...

مدتی است که با نام و فعالیت های گالری شما آشنا شده ام و در تعدادی از پرفورمنس های 30 پرفورمنس،... و با من افطار کن شرکت کرده ام، بعد از خواندن جوابیه شما مطمئن شدم که تفاوت شما فقط ظاهری نیست بلکه تفاوت در نگاه و منش است.

ناشناس گفت...

مجله ای که سقراطی داره توش مینویسه تکلیفش خیلی وقته که روشنه !!!

شرمینه-م گفت...

آقای سقراطی اشتباه کردند ولی اشتباه بزرگ تر را آقای حامدی مرتکب شدند، می توانستند جوابیه را چاپ کنند، هم رفتاری قانونی و هم اخلاقی انجام داده بودند و هم به نویسنده کم تجربه کمک حرفه ای می کردند، اما به نظر می آید کل مجموعه تندیس به کمک احتیاج دارد.

همایون اشراقی گفت...

وقتی پای رانت میاد وسط توی هر چیزی فساد و عدم پاسخگویی هم پیش میاد،معلومه که حامدی به تنها چیزی که فکر نمی کنه خوانندگان مجله است، تندیس و ... که برای خواننده ها در نمی آیند، یکی تبلیغات 8 صفحه ای می ذاره، اون یکی پشت اسم چند تا آدم محترم، کلکسیونر ها و حراج آینده رو خط می ده ... سقراطی اگر عاقل باشه از همین جوابیه باید درس بگیره، همین که عذرخواهی خصوصی کرده هم خوبه ولی ای کاش بابت این عملش از خواننده ها هم عذر می خواست. همین جا از حرکت حرفه ای نگارخانه هم باید تشکر کنم، باید فرهنگ اهمیت به مخاطب،احساس مسئولیت در قبال جامعه و هنرمندان همکار در میان گالری دار ها رواج پیدا کند، شما قدم اول را محکم گذاشتید موفق باشید.

مهشيد فلاحي گفت...

خوشحالم كه اين متن را به هر شكلي كه توانستيد در اختيار خوانندگاني حتي اندك قرار داديد. متن جوابيه كامل و پرمحتوا بود و از نگارخانه ايست كمتر از اين توقع نداشتم و براي تمام ايرانيان و بخصوص كاركنان و خبرنگاران مجله تنديس داشتن اخلاق حرفه‌اي و شعور جهت بالا بردن آگاهي جمعي را آرزو مي كنم

سحر موسوي گفت...

تا آن جايي كه با توجه به حرفه ام اطلاع دارم خبر نگار و روزنامه نگار تنها وظيفه ي نگارش خبر را دارد و نقد و بررسي كار افراد متخصص است در زمينه ي مربوطه ...آقاي سقراطي اگر به پرفورمنس آرت بودن اجرا شك داشتند بهتر بود اول خودشان به عنوان نويسنده ي متن زحمت آوردن توضيحي در مورد پرفورمنس را_ به نقل از منابع معتبر_ به خود مي دادند و در پايان با سوالي ذهن خوانندگان را درگير مي كردند كه آيا آن چه درگالري ايست اتفاق افتاد پرفورمنس آرت بود يا خير
و اگر اين اتفاق مي افتاد و حق با آقاي سقراطي بود هيچ جوابيه و مطلبي نمي تونست از تاثيري كه ايشان در ذهن خوانندگان ايجاد كردند جلوگيري كند
اما زماني كه نظر شخصي خودمان را بدون مطالعه كافي بيان مي كنيم نه تنها روي بقيه تاثير مثبت نمي گذاريم بلكه بايد ازتاثيرات منفي اي كه بر خودمان داشتيم هم فرار كنيم

سپیده میرصادقی گفت...

مطمئن هستم اگر جوابیه رو چاپ می کردند و مثل هر مجله متمدنی توی دنیا عذر می خواستند و یا توضیح می دادند همه چیز حل میشد ولی با این کارشون که متاسفانه سابقه هم داره هم ثابت کردند که گالری ایست محق است و درست فکر کرده بودند و هم اینکه چقدر تندیس بی اخلاق است و مدت هاست که سقوط کرده، باز هم مطمئنم اگر مطلب چاپ می شد این چنین بازتاب پیدا نمی کرد و این قدر خواننده نداشت که هر جا می ری حرفش رو می شنوی و قضیه متمدنانه حل می شد، در هر صورت از این که مطلب را این جا منتشر کردید ممنونم و امیدوارم تندیس هم در رفتار خود بازنگری جدی بکند وگرنه همین تعداد خواننده را هم از دست می دهد.

سیامک گفت...

یکی باید جواب اینارو می داد تا حواسشون جمع بشه فکر نکنن هرچی خواستن می تونن توهین کنن و هرکی رو دلشون خواست می تونن کوچیک و بزرگ کنن، واقعا خسته نباشید.

دوست قدیم سقراطی گفت...

تندیس یه آگهی نامه ست که فقط بعضی وقتا یه مطالبی هم چاپ می کنه. گذشت اون دوره ای که یه سری آدم حسابی باهاش همکاری می کردن. اونم فقط 20 - 30 شماره اول بود. به قول جناب آرمین هیچ کس سر جاش نیست. معلومه وقتی آدم حسابی ها برن جاشونو یه مشت بی سواد نون به نرخ روز خور مثل سقراطی میگیرن. همه میدونن که کافیه با سقراطی دوست باشی تا راجع به کارهای انجام نداده و نمایشگاه های نگذاشته ات هم نقد خوب و شیرین بنویسه تو تندیس. کاریکاتوریستی که بیاد بشه منتقد هنزی اونم بدون سواد کافی همین میشه. حامدی هم با پول تبلیغات طبقه بالای دفترشم میخره. همه خوشحال و خندان

Mahdyar گفت...

ممنون از شیوه ی بسیار درست جواب شما و انتشار اون به این صورت چرا که امروز در دنیایی زندگی میکنیم که دیگر چندان ضرورتی به انتشار از راه مجلاتی چون تندیس وجود نداره !!!